|
شیخ،خندید و بگفتش ای سلیم این درخت علم با شد ای علیم
(شیخ خندید و به او گفت ای نادان) (این در خت که تو می گردی علم است ای بی خبر) تو به صورت رفته ای،ای بی خبر زان زشاخ معنی ای، بی بار وبر (توبه اسم توجه می کنی ای نادان) (و از معنی ان خبر نداری) گاه درختش نامش، گاه افتاب گاه بحرش نام شد، گاهی سحاب (گاهی نامش درخت شد و گاهی افتاب) (گاهی دریا و گاهی هم ایر نام شود) ان یکی کش صد هزار آثار خاست کمترین آثار او ، عمر بقاست (علم اثار زیادی از خود بر جای می گذارد) (که کم ترین ان عمر جاودانه است)
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:41  توسط امیر
|
|